چند سخن کوتاه از رهبر در باره شهدا



مقام معظم رهبری:هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست.

مقام معظم رهبری:آنچه مهم است حفظ راه شهداست،یعنی پاسداری از خون شهدا،این وظیفه اول ماست.

مقام معظم رهبری:نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آن ها باز کرده اند،حرکت کنیم.

مقام معظم رهبری:امروزه زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.   

مقام معظم رهبری:هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است.

مقام معظم رهبری:شهادت بالاترین پاداش و مزد فی سبیل الله است.

درپایان سخنی از پیامبر رامینویسم که می فرمایند:شهیدهفتادنفراز بستگان خود را شفاعت می کند.


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عکس های دفاع مقدس

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -03

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -02

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -01

ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -3

ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -2 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -1

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -06

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -05 دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -04
ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -6 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -5 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -4
 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -09

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -08 دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -07
ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -9 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -8 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -7
 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -12

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -11 دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -10
ابعاد(407*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -12 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -11 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -10
 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -12

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -11 دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -10
ابعاد(407*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -15 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -14 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -13
 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -12

 

دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -11 دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، کهنسالان در دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس -10
ابعاد(407*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -18 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -17 ابعاد(480*640) - حضور کهنسالان در دفاع مقدس -

عکس شهادت شهید اوینی

تصاویر با کیفیت شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny high quality images


خاطرات


به نماز سید كه نگاه می‌كردم،
ملائك را می‌دیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشسته‌اند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمی‌دانم‏, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»

گفت و رفت.
اما من مدتها در فكر ارتباط میان نماز و زندگی بودم.
«نماز مهمترین چیز است، نمازت را با توجه بخوان» (1). بار دیگر خواندم, اما نماز سید مرتضی چیز دیگری بود.
1- از سخنان سید مرتضی آوینی منبع: كتاب همسفر خورشید
راوی: اكبر بخشی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به چشمانش كه نگاه كردم،
تبلور ایمان را یافتم
سر بر خاك كه می‌نهاد،
هق‌هق اشك بود و ناله‌های بی‌قرار
درست از همانجا حضور خدا را حس می‌كردی
لحظه لحظه رسیدن به قرب الهی را
خاكی و متواضع با لباس ساده بسیج
دست در دست دلاوران از حماسه سازان گفت،
زمان گذشت و زمانه عوض شد. اما سید هنوز با دهان روزه و دعای زیر لب از سفرهای سبز آسمانی شاهدان جان بر كف، بر دفاتر سپید با قلمهای
سرخ می‌نوشت. منبع: كتاب همسفر خورشید
راوی: دالایی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


سفر حج ، میقات با خدای عشق با پای دل راه سخت صفا و مروه را پیمودن كار عاشقان است. بین آنكه دلش مشتاق باشد،‌ با آنكه پایش مشتاق باشد فاصله‌ای است به وسعت آسمان تا زمین.
مرتضی كه از این سفر بازگشت،‌ به دیدارش رفتیم، در عرفات گم شده بود، می‌گفت: «آنقدر گشتم تا توانستم كاروان خودمان را پیدا كنم. خیلی برایم عجیب بود. من كه گم بشوم دیگر چه توقعی ازآن پیرمرد روستایی است.»
لبخندی بر لبانش نشست و ادامه داد :« بعد یادم آمد كه ای بابا! حدیث داریم كه هركس در عرفات گم بشود خدا او را پذیرفته است.»
صحرای عرفات، حضور صاحب‌الزمان (عج) و دل بی‌قرار آوینی، اگر تمام اشك‌هایش در جبهه بی‌شاهد بود،‌ آنجا كه دیگر مولایش دل بی تاب سید را می‌دید. آنجا كه حجه‌بن‌الحسن(عج) اشك را از روی گونه‌های مردان خدا پاك می‌كند، دستانش را می‌گیرد،‌ تا راه را گم نكند سیدی دست در دست سیدی والامقام هفت وادی عشق را با پای جان می‌دود.

منبع: همسفر خورشید

راوی:‌ شهید سید مرتضی آوینی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شب جمعه
و مردی در كنار محراب مسجد عشق (جمكران)
«یا غیاث المستغیثین»
بغضی بود كه در گلو می‌شكست
صدای هق هق گریه‌های مرد و شانه‌های لرزانش
مرا متوجه او ساخت
پس از اتمام دعا كنارش نشستم
معصومیت نگاه او و چهره من در مردمك چشمانش
ناگهان تمام وجودم لرزید
با دیدن كتاب حافظ
گفت: «برایم فال بگیر.»
و خواجه قرعه فال را به نام او انداخت
«خرم آن روز كزین منزل ویران بروم.»
و حالا زمزم اشك بود كه غربتش را فریاد می‌زد.
چند ساعت بعد عازم رفتن شد
پرسیدم: «نامت چیست؟»
گفت: «مهره‌ای گم شده در صفحه شطرنج الهی»
دو سال گذشت
اما طنین صدایش در ذهنم بود.
بار دیگر
او را در محفل عاشقان مولا یافتم.
نامش را پرسیدم.
گفتند: «سیدی از عاشقان سلسله ولایت است.»
در تكرار مكرر آن محفل
شبی از شبها به اصرار دوستان فقط برای دل او سروده‌ای را خواندم
او برعكس سجاده‌نشینان خانقاهی بود كه دعوت به حق را با دعوت خود اشتباه گرفته بودند.
ای كاش من مرید این یل پهنه عرفان و عشق حق بودم.
او را دوست داشتم بدون اینكه حتی نامش را بدانم.
سرانجام از این منزل ویران رخت بربست.
و من تازه فهمیدم كه چه پربار بود‏, این نخل تنومند و سر به زیر

منبع: همسفر خورشید عشق

زندگی نامه شهید اوینی

پوستر اولین جشنواره کشوری وبلاگ نویسی ازقلم تا قدم